پنج مکان مرگبار زمین؛ از قفسی میان شیرها تا یک شب در جزیره مارها

باز کردن در YouTube ↗
مرور کلی

در این ویدیو، جیمی (مستر بیست) و همراهانش به پنج جایی می‌روند که آن‌ها را از مرگبارترین نقاط زمین معرفی می‌کنند. ترتیب ویدیو این است که هر مقصد خطرناک‌تر از قبلی باشد. آن‌ها از قفسی وسط سافاری آفریقا شروع می‌کنند و بعد از بالا رفتن از یک آبشار یخ‌زده، رانندگی در «جاده مرگ» بولیوی، شنا با کوسه‌ها بدون قفس و گرفتار شدن در سیلاب ناگهانی آمازون، سفر را با یک شب اقامت در «جزیره مارها» تمام می‌کنند. خودشان در همان ابتدا می‌گویند ممکن است در این ویدیو واقعاً بمیرند. سؤال اصلی ویدیو این است که آیا از همه این مکان‌ها زنده بیرون می‌آیند یا نه.

9 دقیقه مطالعه

شب در قفس، وسط سافاری آفریقا

نقطه شروع یک قفس است که وسط سافاری آفریقا قرار دارد. به گفته گروه، در آن منطقه شیر، یوزپلنگ، اسب آبی و حیوانات کشنده دیگر زندگی می‌کنند. برای اینکه شیرها واقعاً به سمتشان بیایند، مقدار زیادی گوشت آورده بودند و دور قفس را با آن پر کردند. جیمی توضیح می‌دهد که خطر اصلی این مکان در تاریکی است. وقتی هوا تاریک می‌شود، آدم‌ها دیگر چیزی نمی‌بینند، اما حیوانات همچنان می‌بینند.

با تاریک شدن هوا، حیوانات یکی‌یکی از راه رسیدند. اول دو شیر دیده شد و بعد صدایی آمد که گمان کردند مال یک کرگدن است، حیوانی که به گفته آن‌ها «خیلی گنده» بود. کمی بعد دور قفس پر از شیر شد و فاصله شیرها با آن‌ها را شش تا هفت متر توصیف کردند. شیرها دست‌بردار نبودند و مدام دور قفس می‌چرخیدند. همین صحنه مقدمه‌ای می‌شود برای این ادعا که بقیه مقصدها از این هم خطرناک‌ترند.

آبشار یخ‌زده و کنار کشیدن نولان

مقصد بعدی یک آبشار یخ‌زده عظیم بود که باید با کفش‌های مخصوص یخ و تبر یخ‌شکن از آن بالا می‌رفتند. جیمی شرط را این‌طور بیان می‌کند که راه برگشتی وجود ندارد: یا به بالا می‌رسند یا سقوط می‌کنند. او این صعود را احتمالاً ترسناک‌ترین کاری می‌داند که تا آن روز انجام داده‌اند. یکی از همراهان وقتی ارتفاع را دید گفت اصلاً امکان ندارد این همه را بالا بروند. جیمی هم اعتراف می‌کند که خودش مطمئن نبود از پسش برمی‌آیند.

اتفاقی که برای نولان افتاد اوضاع را بدتر کرد. نولان در میانه کار گفت تسلیم است و دیگر ادامه نمی‌دهد، و با وجود اصرار بقیه کنار کشید. باقی گروه ادامه دادند. هرچه بالاتر می‌رفتند شیب تندتر می‌شد. جیمی یک بار پایش لیز خورد و نزدیک بود بیفتد. وقتی حدود ده درصد مسیر مانده بود، گفت دیگر آن‌قدر جلو آمده‌اند که نمی‌تواند جا بزند و به‌سختی جلوی اشکش را می‌گیرد. در نهایت به قله آبشار رسید. بعد از رسیدن گفت: «می‌دونی چیه؟ نولان تصمیم درستی گرفت.»

جاده مرگ در بولیوی

سومین مقصد در بولیوی بود، جاده‌ای که خودشان آن را مرگبارترین جاده زمین می‌نامند. طبق گفته ویدیو، این جاده سالانه حدود ۳۰۰ نفر را می‌کشت و به همین دلیل ده سال پیش کاملاً بسته شد. جیمی می‌گوید از دولت اجازه گرفته که جاده فقط برای آن‌ها دوباره باز شود. پرتگاه کنار جاده را هم‌اندازه یک آسمان‌خراش توصیف می‌کنند.

نولان در صندلی کنار راننده نشسته بود و از همان ابتدا از شیوه رانندگی جیمی نگران بود. می‌گفت جیمی اصلاً شبیه کسی رانندگی نمی‌کند که در جاده مرگ است. یک بار فرمان ناگهان به سمت لبه کشیده شد و نولان از جیمی خواهش کرد دستش را روی فرمان نگه دارد. به گفته خودشان، در یک لحظه فقط بیست سانتی‌متر با سقوط فاصله داشتند. در مقدمه ویدیو این فاصله «هفت اینچ» گفته شده است.

جیمی توضیح می‌دهد که در مسیرشان سه نقطه به‌خصوص مرگبار وجود دارد. در نخستین نقطه، جاده آن‌قدر باریک بود که لاستیک ماشین درست لب پرتگاه قرار می‌گرفت و زیر آن دره‌ای عمیق با یک آبشار دیده می‌شد. جیمی از نولان خواست پیاده شود و راهنمایی‌اش کند. نولان «با کمال میل» از ماشین پیاده شد. جیمی بعد شوخی کرد که نولان در راهنمایی اصلاً خوب نیست. نولان هم جواب داد که در آن وضعیت چیز زیادی برای راهنمایی کردن وجود ندارد.

مه یکی دیگر از خطرهای این مسیر بود. در بخشی از راه کل جاده را مه گرفته بود و جیمی به‌زور جلویش را می‌دید. ویدیو توضیح می‌دهد که بعضی قسمت‌های جاده ظاهری کاملاً عادی دارند، اما به خاطر تغییر شدید ارتفاع در بولیوی، مه غلیظ ممکن است ناگهان برسد و به «قاتلی خاموش» تبدیل شود. در همین شرایط نولان گفت به نظرش ماشین هر لحظه ممکن است بیفتد. در ادامه به پلی رسیدند. جیمی با این استدلال که «یک دهه گذشته» از نولان خواست اول برود و مطمئن شود پل هنوز سالم است، چون نمی‌خواست اگر پل خراب شد خودش روی آن باشد. نولان پل را آزمایش کرد و پل سالم بود. گروه در پایان این بخش اعلام کرد که از جاده مرگ جان سالم به در برده‌اند.

مکان اضافه: شنا با کوسه‌ها بدون قفس

یک مقصد اضافه هم در لیست بود. کارل و نولان به وسط اقیانوس رفتند، جایی که پر از کوسه بود. به گفته ویدیو، معمولاً برای چنین کاری از قفس استفاده می‌کنند، اما این بار بدون قفس وارد آب شدند. آن‌ها می‌گویند کوسه‌های این منطقه به حمله‌های بی‌دلیل معروف‌اند و همین باعث شده اینجا خطرناک‌ترین آب‌های ایالات متحده باشد.

در آب، کوسه‌ها را «غول‌پیکر» توصیف کردند و کارل گفت اندازه‌شان دو برابر آن‌هاست. در یک لحظه کوسه‌ای از پشت سر یکی از آن‌ها رد شد و از دیگری خواستند فوراً به قایق برگردد. در پایان این بخش یکی از آن‌ها گفت دیگر نمی‌خواهد با کوسه‌ها سروکار داشته باشد.

آمازون و آبشار گوکتا: وقتی بازدید به عملیات اضطراری تبدیل شد

دومین مکان مرگبار لیست در جنگل بارانی آمازون بود. جیمی می‌گوید زیبایی این منطقه فقط با خطرناک بودنش قابل مقایسه است، چون یک باران کوچک می‌تواند باعث سیلاب ناگهانی شود و کل منطقه را زیر آب ببرد. مقصدشان آبشار گوکتا کاتاراکت بود. به گفته جیمی، سیلاب در آنجا ممکن است آدم را از ارتفاعی حدود هزار فوت پایین بفرستد. دو نفر هم در این بخش همراهشان بودند: هیز، که پیش‌تر هفتاد روز در طبیعت دوام آورده بود، و بیلی، که صد روز در یک مکعب گیر افتاده بود. جیمی می‌گوید این کار بیشتر در تخصص هیز است. وقتی گفته شد احتمال مرگ کم است، بقیه با طعنه پرسیدند یعنی صفر نیست؟

رسیدن به آبشار ساعت‌ها پیاده‌روی در زمینی بسیار لغزنده و گاهی خیلی شیب‌دار لازم داشت. در یک نقطه یکی از آن‌ها گفت اگر اینجا سُر بخوری، مرده‌ای. با کمک راهنما از رودخانه گذشتند و با طناب ایمنی به لبه آبشار رفتند تا پایین را ببینند. منظره را بسیار زیبا توصیف کردند.

بعد همان اتفاقی افتاد که جیمی از ابتدا درباره‌اش هشدار داده بود. باران شدیدی شروع شد و آبشار مدام پهن‌تر شد، و این همان شرایطی است که به سیلاب ناگهانی منجر می‌شود. یکی از آن‌ها گفت: «ما داریم تو آمازون غرق می‌شیم! باید بریم!» گروه بحث کرد که آیا با طناب از کنار آبشار پایین بروند یا نه. یکی این را ایده خیلی بدی دانست. دیگری پرسید رفتن به داخل جنگل هم به همان اندازه خطرناک نیست؟ در همین حال گل‌ولای زیادی روی طناب جیمی سرازیر بود و راوی اضافه می‌کند که هر لحظه ممکن بود صاعقه به آن‌ها بزند.

به تعبیر خود ویدیو، اینجا «ویدیوی یوتیوبی» تبدیل به یک عملیات اضطراری شد. تنها راه خروج همان مسیر شیب‌دار و لغزنده‌ای بود که از آن آمده بودند، و حالا باید در حالی برمی‌گشتند که کل جنگل درگیر سیلاب بود. مسیر کاملاً بسته شده بود و باید بعضی قسمت‌ها را با طناب رد می‌شدند. یکی از آن‌ها گفت در راه رفت هنگام عبور از همین رودخانه می‌خندید، اما حالا دیگر نمی‌خندد و واقعاً ترسیده است، چون اگر بیفتد آبشار درست همان‌جاست. بعد از ساعت‌ها پیاده‌روی در سیلاب و گل‌ولای، همه سالم از کوه پایین آمدند.

جزیره مارها: یک شب در مرگبارترین مکان لیست

مکان شماره یک لیست «جزیره مارها» بود که جیمی آن را خطرناک‌ترین جزیره روی زمین می‌نامد. گروه قرار بود شب را همان‌جا بماند، پس عملاً تا روز بعد آنجا گیر افتاده بودند. محافظ‌های مخصوص پا تنها وسیله‌شان برای در امان ماندن از نیش مارهای سمی بود. وقتی یکی پرسید اگر مار نیششان بزند چه می‌شود، جیمی توضیح داد که تقریباً به محض ورود زهر به خون، پوست شروع به ذوب شدن می‌کند و ممکن است کمتر از یک ساعت بعد بمیرند.

با وجود این خطر، از زیبایی جزیره و منظره‌اش تعجب کرده بودند. ویدیو یک نکته درباره جزیره را هم توضیح می‌دهد: با چنین اسمی آدم انتظار دارد هزاران مار روی زمین ببیند، اما مارها بعد از کشتن همه حیوانات زمینی جزیره حالا پرندگان روی درخت‌ها را شکار می‌کنند، چون تنها طعمه باقی‌مانده همین‌هاست. به همین دلیل، بعد از ورود به جنگل نگرانی‌شان فقط پاهایشان نبود. حالا باید مراقب مارهایی هم می‌بودند که ممکن بود از درخت‌ها بیفتند. کمی بعد یکی از آن‌ها گفت یک مار درست کنار صورتش است.

بخش مهم این قسمت همکاری با دانشمندان بود. ویدیو توضیح می‌دهد که دانشمندان با گرفتن این مارها زهرشان را استخراج می‌کنند و از آن پادزهر می‌سازند. یکی از همراهان یک مار جوان را در دست گرفت. پرسید آیا سمی است و اگر نیشش بزند می‌میرد، و جواب هر دو سؤال مثبت بود. مار از دستش در رفت. بقیه گفتند او را انداخته، اما خودش گفت مار فرار کرده است. جیمی شوخی کرد که او مار را همان‌قدر خونسرد انداخت که خودش گوشی‌اش را می‌اندازد.

هرچه جلوتر می‌رفتند بوته‌ها انبوه‌تر می‌شد. یکی گفت حتی دو قدم جلوتر را نمی‌بیند. تعداد مارها هم بیشتر می‌شد. وقتی جیمی پرسید پادزهر حاصل از یک مار جان چند نفر را نجات می‌دهد، جوابی که گرفت این بود: «هزاران نفر.» طبق توضیح ویدیو، پادزهرهایی که از همین مارها ساخته می‌شود می‌تواند ۹۰ درصد نیش‌های سمی در برزیل را درمان کند، پس هر مار گرفته‌شده می‌تواند به نجات جان هزاران نفر کمک کند. گروه بقیه روز را صرف پیدا کردن مارها و همکاری در تحقیقات دانشمندان کرد. در یک مورد، ماری حدود پنج متر بالای درخت بود و دانشمندان می‌خواستند با تکان دادن درخت آن را پایین بیاورند. جیمی با دیدن این صحنه گفت دیگر زیر این درخت‌ها کمپ نمی‌زند.

با تاریک شدن هوا تمرکز به زنده ماندن برگشت و کمپ برپا شد. جیمی اعتراف کرد نمی‌داند چادرها جلوی مار را می‌گیرند یا نه. همراهانش گفتند خوابیدن وسط مارها ترسناک است و امیدوارند شب ماری داخل چادرشان نخزد. صبح روز بعد به گفته راوی فقط یک فکر در سرشان بود: هرچه زودتر از جزیره بیرون بروند.

پایان سفر

ویدیو با مرور مسیر تمام می‌شود: آویزان شدن از کوه یخی عظیم، رانندگی در لبه سقوط، شنا در آب‌های پر از کوسه بدون قفس و در نهایت یک شب در جزیره مارها. نتیجه‌ای که خود گروه اعلام می‌کند این است که از همه این مکان‌ها، از جمله جزیره مارها، جان سالم به در بردند و هیچ‌کس نمرد.