بلیک و ۵۰۰ هزار دلار زیر آتش تانک، بمب و خودروهای شعله‌ور: آیا یک دژ دست‌ساز می‌تواند پول را نجات دهد؟

باز کردن در YouTube ↗
مرور کلی

در این ویدیو، جیمی (MrBeast) چالشی ساده اما پرهزینه پیش روی بلیک می‌گذارد. ۵۰۰ هزار دلار پول نقد در میدان قرار دارد و قرار است چند مرحله حمله روی آن انجام شود. هر مقدار پولی که از بین نرود، به بلیک می‌رسد. برای دفاع، جیمی کارت اعتباری خودش را به بلیک می‌دهد و می‌گوید هر چقدر می‌خواهد خرج کند و هر چه دلش می‌خواهد بسازد. تنها محدودیت زمان است. پرسش اصلی ویدیو این است که آیا با پول و مصالح نامحدود، اما زمان محدود و خستگی روزافزون، می‌شود پول را از چهار مرحله حمله سالم بیرون آورد.

10 دقیقه مطالعه

مرحله اول: ۲۴ ساعت تا شلیک تانک‌ها

در مرحله اول، چند تانک قرار است به سمت پول شلیک کنند و بلیک ۲۴ ساعت فرصت دارد. شعار آغازین بلیک «فلز می‌خوام!» است و سه ساعت اول را صرف تهیه هر فلزی می‌کند که بتواند پیدا کند. نخستین مقصد یک اسقاطی‌فروشی است. بلیک در آنجا عملاً همه خودروها و کامیون‌ها را می‌خواهد و یکی از کانتینرهای حمل‌ونقل را هم درخواست می‌کند. راوی هزینه این خرید را حدود ۳۰ هزار دلار ذکر می‌کند. بلیک همین کار را در دو فروشگاه صنعتی دیگر هم تکرار می‌کند. در یکی از آن‌ها می‌گوید همه اجناس را ظرف ۱۲ ساعت لازم دارد و وقتی فروشنده تعجب می‌کند، پیشنهاد می‌دهد دو برابر پول بدهد. در این خرید ۱۵ هزار دلار دیگر هم خرج می‌شود و بلیک خودش می‌گوید «خیلی سریع پولم رو دور می‌ریزم».

بلیک پس از حدود یک ساعت استراتژی‌سازی، نقشه‌اش را در چهار گام شرح می‌دهد. اول، یک کانتینر حمل‌ونقل روی پول قرار می‌گیرد. دوم، مخازن آب غول‌پیکر دور آن چیده می‌شوند. بلیک این را خوب می‌داند اما بهترین دفاعش نمی‌داند. سوم، کانتینرها با آجر، یونجه و چوب پر می‌شوند. چهارم، که خودش آن را بهترین دفاعش می‌داند، دژی از خودروهاست که با زاویه‌ای حساب‌شده چیده شده‌اند. استدلال او از آخرین ویدیویی می‌آید که دیده است: گلوله‌ها به خودروها برخورد می‌کنند و به جای دیگری کمانه می‌کنند. جیمی می‌گوید اگر بلیک واقعاً همه این‌ها را بسازد، مات و مبهوت خواهد شد.

تأخیر مصالح، کارگران ساختمانی و شب بی‌خوابی

تحویل مصالح چهار ساعت دیگر طول می‌کشد. بلیک برای جبران چند کارگر ساختمانی استخدام می‌کند. محل کار به گفته حاضران شبیه یک کارگاه ساختمانی صنعتی می‌شود و بلیک با اغراق می‌گوید حتی اگر بمب اتم هم رویش بیندازند، پول جایی نمی‌رود. راوی همین‌جا خبر می‌دهد که تانک‌ها فقط اولین مرحله از چهار مرحله حمله‌اند و مراحل بعدی بسیار دشوارتر خواهند بود.

بلیک و تیمش تمام شب کار می‌کنند، اما با طلوع آفتاب هنوز کار تمام نشده است. در دقایق آخر، حتی خودرویی که پر از موجودی انبار شخصی بلیک است هم به میدان می‌آید و جیمی به شوخی می‌گوید «موجودیت رو بین پول و تانک بذار». بلیک برای آماده‌کردن یک خودروی سفید ۱۰ دقیقه وقت می‌خواهد، اما جیمی فقط پنج دقیقه به او می‌دهد و در نهایت وقت تمام می‌شود و خودرو همان‌جا رها می‌شود.

بلیک می‌گوید حدود ۲۵ ساعت است که بیدار است. وقتی به دژش نگاه می‌کند به نظرش عالی است، اما وقتی برمی‌گردد و پنج تانک و گلوله‌هایشان را می‌بیند، اعتراف می‌کند فکر نمی‌کرد این‌قدر بزرگ باشند. در پاسخ به اینکه آیا کانتینر جلوی گلوله را می‌گیرد، می‌گوید امیدوار است سه کانتینر جلویش را بگیرند.

شلیک ۲۰ گلوله و نتیجه غیرمنتظره

پنج تانک قرار است در مجموع ۲۰ گلوله شلیک کنند و نخستین شلیک با خود بلیک است. پس از اولین شلیک گرد و غبار زیادی بلند می‌شود و جیمی با دیدن چهره بلیک می‌گوید پولش به هیچ وجه در امان نیست. چندلر هم شلیک می‌کند. از فاصله‌ای که ایستاده‌اند، جیمی هشت سوراخ روی کانتینر حمل‌ونقل می‌شمارد و می‌گوید امکان ندارد پول سالم مانده باشد. وقتی از بلیک می‌پرسند چقدر از پول آن پشت است، جوابی نیمه‌کاره می‌دهد: «مثلاً نصف…». شمارش معکوس ادامه پیدا می‌کند و آخرین گلوله را هم بلیک شلیک می‌کند.

وقتی به سراغ پول می‌روند، برخلاف پیش‌بینی جیمی، پول هنوز آنجاست و اسکناس‌ها نو و سالم‌اند. مرحله اول با موفقیت کامل بلیک تمام می‌شود.

مرحله دوم: بزرگ‌ترین بمب تاریخ کانال

جیمی بلافاصله مرحله دوم را اعلام می‌کند. ظرف ۲۴ ساعت، بزرگ‌ترین بمبی که تا آن زمان در کانال منفجر کرده‌اند، کنار پول منفجر خواهد شد. او صد جعبه سبز را نشان می‌دهد که به گفته خودش پر از تی‌ان‌تی است. بلیک می‌پرسد اصلاً چطور اجازه چنین کاری را دارند و جیمی جواب می‌دهد که مطمئن نیست قانونی باشد. راوی این انفجار را یکی از بزرگ‌ترین انفجارهای تاریخ یوتیوب توصیف می‌کند.

نقشه بلیک این بار بر خطر آتش تمرکز دارد. گام اول بیرون بردن هر چیز قابل‌اشتعال، به‌ویژه همه چوب‌ها، از محل است. گام دوم باز هم مخازن آب است. گام سوم جابه‌جا کردن کانتینرهایی است که خریده و چسباندن آن‌ها به کانتینرهای دیگر. گام چهارم دیوار، سیمان، آجر و در صورت لزوم خودرو است. بلیک معتقد است انفجار خیلی بدتر از تانک‌هاست. جیمی تأیید می‌کند که این انفجار از انفجار گاوصندوقی که قبلاً انجام داده بودند بزرگ‌تر است. به گفته او در آن انفجار همه‌چیزِ داخل گاوصندوق نابود شد و بلیک در آن ویدیو ۲۵۰ هزار دلار باخت. بلیک در پاسخ به اینکه قرار است آن تجربه را تکرار کند، می‌گوید «نه».

خوابی که بیش از حد طول کشید

بلیک در این مرحله بیش از ۲۴ ساعت بیدار بوده است. به کارگران ساختمانی اعتماد می‌کند که تا صبح کار را تمام کنند و خودش می‌خوابد. اما از فرط خستگی خیلی بیشتر از برنامه‌اش می‌خوابد. صبح که برمی‌گردد، می‌بیند مخازن نیمه‌خالی‌اند و می‌گوید در نبودش هیچ اتفاقی نیفتاده است. با تنها شش ساعت باقی‌مانده، هر کاری از دستش برمی‌آید انجام می‌دهد و نقاط ضعف را با قطعات یدکی، آجر و خودروهای بیشتر می‌پوشاند.

در همین حین جیمی یک اتوبوس مدرسه کوتاه وارد میدان می‌کند تا دقیقاً در جایی که بلیک ایستاده قرار بگیرد. برای اینکه رانندگان متوجه نشوند اتوبوس را کجا بگذارند، بلیک با تعارف شکلات تازه برند خودشان حواس آن‌ها را پرت می‌کند. جیمی اعلام می‌کند پنج دقیقه تا انفجار مانده است. بلیک ۱۰ دقیقه وقت می‌خواهد و به چهار دقیقه راضی می‌شود. در آخرین لحظات روی کارگران آب می‌پاشد و بالاخره با اعلام اینکه ساعت پنج شده، کار متوقف می‌شود. جیمی به بلیک یادآوری می‌کند که در برابر تانک‌ها «به سختی» جان سالم به در برده است.

انفجار و طوفان آتش

منتظر می‌مانند تا خورشید غروب کند و هوا کمی تاریک‌تر شود. بلیک می‌گوید این اولین بمبی است که در عمرش می‌بیند و از استرس عرق کرده است. جیمی کارنامه دو روز کار را این‌طور خلاصه می‌کند: ۱۷ خودرو، شش مخزن آب، چهار کانتینر و ۵۰۰ هزار دلار در وسط. بلیک پس از شمارش معکوس دستگاه انفجار را فعال می‌کند و پیش از آن فقط می‌گوید «مامان، دوستت دارم».

انفجار یک طوفان آتش عظیم به راه می‌اندازد. جیمی عمداً کمی وقت تلف می‌کند و بعد همه با کپسول آتش‌نشانی به سمت دژ می‌دوند. بخشی از محل هنوز در آتش است و بلیک کیسه‌های شن را جابه‌جا می‌کند و مدام تکرار می‌کند «لطفاً خاکستر نباشه». در نهایت پول را می‌بیند. روی اسکناس‌ها خاک زیادی نشسته، اما به نظر سالم‌اند. بلیک می‌گوید «می‌دونستم» و مرحله دوم از چهار هم با موفقیت تمام می‌شود.

مرحله سوم: خودروهای شعله‌ور از آسمان

چالش سوم این است که خودروهای شعله‌ور و پر از بنزین از بالا روی پول انداخته می‌شوند. جیمی تعدادشان را فقط «خیلی زیاد» اعلام می‌کند و راوی این مرحله را سخت‌ترین مرحله تا آن لحظه می‌خواند. خطر فقط ضربه از بالا نیست. بنزین قابل‌اشتعال هم ممکن است از شکاف‌های دفاعی نفوذ کند. جیمی از همین حالا خبر از سورپرایز دیگری بعد از انداختن خودروها می‌دهد.

نقشه اولیه بلیک این است که جعبه حاوی پول با بتن پر شود و کانتینری که بلااستفاده مانده روی پول قرار بگیرد. اما چون روزهای قبل بسیار سخت کار کرده، مستقیم به خواب می‌رود و بیشتر کارها را به روز بعد موکول می‌کند. روز چهارم می‌گوید حس یک زامبی را دارد. طرح اصلی‌اش این است که یک کانتینر دیگر را طوری کج قرار دهد که نوکش رو به بالا باشد و شکلی شبیه هرم پیدا کند. به این ترتیب خودروها به آن برخورد می‌کنند، متلاشی می‌شوند و پایین می‌افتند، اما نه روی پول. بلیک طی چند ساعت تلاش می‌کند کانتینر بالایی را در زاویه‌ای بگذارد که خودروها را منحرف کند، حتی اگر لازم باشد برای سرپا نگه داشتنش از کنده‌های چوبی استفاده کند. خودش می‌گوید اگر کانتینر دقیقاً جایی که می‌خواهد نرود، احتمالاً ضرر زیادی می‌کند. در نهایت موفق می‌شود و یک مخزن آب پر از آجر و آخرین خودرویی را که پیدا کرده‌اند هم به دفاع اضافه می‌کند.

منجنیق و کامیون آبی که دیر رسید

تغییر اساسی‌ای که بلیک از آن خبر نداشت، یک منجنیق است. همزمان با سقوط خودروها از بالا، گوی‌های شعله‌ور غول‌پیکر هم از پهلو پرتاب خواهند شد. بلیک می‌گوید میلیون‌ها چیز را حدس زده بود، اما اصلاً به منجنیق فکر نکرده بود. اعتراف می‌کند تقریباً هیچ وسیله دیگری برای استفاده ندارد. در ساعت پایانی تلاش زیادی برای پوشاندن نقاط ضعف دژ می‌کند، اما یک بخش کلیدی هنوز غایب است. کامیون آبی که صبح برای پرکردن فرستاده بود، به گفته راوی «به طرز دردناکی» دیر رسیده است. بلیک در ۹۰ ثانیه باقی‌مانده، پیش از انداختن اولین خودرو، همه‌چیز را در آب خیس می‌کند تا پول را از آتش محفوظ نگه دارد و به اینکه این کار آتش را خاموش می‌کند اطمینان دارد.

برنامه شامل پنج خودروی شعله‌ور و پنج گوی شعله‌ور منجنیق است. اولین خودرو، همان‌طور که بلیک طراحی کرده بود، با موفقیت از روی کانتینر پایین می‌افتد. اما چوب‌هایی که کانتینر را سرپا نگه می‌داشتند، خیلی زود آتش می‌گیرند. جیمی می‌پرسد آیا با اینکه می‌دانسته خودروهای شعله‌ور انداخته می‌شوند، باز هم چوب گذاشته است. بلیک پاسخ می‌دهد که لازم بود از آن‌ها استفاده کند. امید باقی‌مانده این است که بلیک پول را با بلوک‌های سیمانی احاطه کرده بود و به گفته راوی هنوز احتمال زیادی وجود دارد که پول نسوخته باشد. در ادامه یکی از گوی‌ها مستقیم روی محل پول فرود می‌آید و بلیک می‌گوید دارد یادش می‌آید باختن چنین چالشی چه حسی دارد.

کوره‌ای که به جای دژ ساخته شد

به گفته راوی، باران آتش تمام شب ادامه داشت و آتش بیش از یک ساعت و نیم شعله‌ور بود. جیمی جمع‌بندی می‌کند که یک دسته چوب درست در همان نقطه، ناخواسته آتش بزرگی درست کرده است. به تعبیر او، بلیک فکر می‌کرد دارد دژ می‌سازد، اما در واقع داشت کوره می‌ساخت. تنها امید این بود که بتن از پول محافظت کرده باشد.

وقتی بلوک‌ها را کنار می‌زنند، پول‌ها از بین رفته‌اند. جیمی می‌گوید داخل آن فضا «هزار درجه» حرارت بوده و بیشتر اسکناس‌ها سوخته و خراب شده‌اند. بلیک این را یک باخت دیگر و دردناک‌تر از دفعه قبل می‌داند. می‌گوید آنچه بیشتر از همه آزارش می‌دهد این است که این همه زحمت را بیهوده کشیده است. با پایان مرحله سوم، جیمی اعلام می‌کند که چالش رسماً تمام شده است و مرحله چهارمی که از ابتدا وعده داده شده بود، هرگز اجرا نمی‌شود.

پیشنهاد پایانی: ۱۰۰ هزار دلار یا یک فرصت دیگر

پیش از رفتن، جیمی دو گزینه پیش روی بلیک می‌گذارد. بلیک می‌تواند با ۱۰۰ هزار دلار برود، یا یک‌سوم این مبلغ را بگیرد و در کنارش آخرین فرصت برای رقابت در یک ویدیوی آینده را داشته باشد. بلیک گزینه دوم را انتخاب می‌کند و می‌گوید برمی‌گردد. به گفته جیمی، این آخرین شانس بلیک برای پیروزی تا فوریه منتشر نمی‌شود. جیمی ویدیو را با این جمله می‌بندد که فکر می‌کند نه خودش، نه مخاطبان و نه هیچ‌کس دیگر تحمل دیدن شکست سوم بلیک را ندارد. اینکه آن فرصت آخر چه نتیجه‌ای خواهد داشت، در این ویدیو بی‌پاسخ می‌ماند.