تلههای مرگبار مستر بیست: مک تا کجا حاضر است روی پولش ریسک کند؟
MrBeast ミスタービーストدر این ویدیو، جیمی (مستر بیست) مجموعهای از تلههای بزرگ و پرهزینه ساخته و یک شرکتکننده به نام مک باید یکییکی از آنها عبور کند. قاعده ساده است: مک به ازای هر تلهای که با موفقیت پشت سر بگذارد ۱۰۰ هزار دلار میبرد، اما اگر در یکی از آنها شکست بخورد، همهی پولی را که تا آن لحظه جمع کرده از دست میدهد. پس از هر مرحله، جیمی از او میپرسد که آیا میخواهد با پولش برود یا آن را برای ۱۰۰ هزار دلار بیشتر به خطر بیندازد. پرسش اصلی ویدیو همین است که مک کجا دست نگه میدارد، و پاسخ آن در پایان برای خود مک تلخ است.
تله اول: قفس و دیوارهای تیغدار
اولین تله به گفته جیمی «ساده» است. مک باید خودش را از یک قفس آزاد کند و پیش از آنکه دیوارهای تیغدار به هم نزدیک شوند، از سقف بالا برود. مک در شروع کمی بیحوصله است و وقتی جیمی میپرسد مطمئن است، فقط میگوید «انجامش بده». در ابتدا نمیداند چطور باید بیرون بیاید. جیمی به او راهنمایی میکند و فقط یک کلمه میگوید: «سقف». مک در میان فشار زمان صندلیای را میشکند، دیوارها به او نزدیکتر میشوند و جیمی مدام یادآوری میکند که ۱۰۰ هزار دلار در میان است؛ تا جایی که مک از سر عصبانیت به جیمی میگوید ساکت شود. سرانجام مک بهموقع بیرون میآید و اولین ۱۰۰ هزار دلار را میبرد.
جیمی بلافاصله پیشنهاد مرحله بعد را مطرح میکند: اگر مک این ۱۰۰ هزار دلار را به خطر بیندازد، میتواند ۲۰۰ هزار دلار ببرد. جیمی با شوخی اضافه میکند که اگر مک قبول نکند، خودش «ویدیویی ندارد». مک قبول میکند. جیمی در روایتش میگوید مک ممکن است حالا با اعتمادبهنفس به نظر برسد، اما برای خارج شدن با یک میلیون دلار باید از ده تله دیگر هم بگذرد.
تله دوم: راهروی لیزرها
در تله دوم، مک وارد اتاقی میشود که درش پشت سر آنها بسته میشود. درون کیفهای دستی ۲۰۰ هزار دلار پول نقد است و تنها کاری که مک باید بکند این است که دکمه قرمزی را در انتهای مسیر فشار دهد و به همان در برگردد. مک میپرسد با فشار دادن دکمه چه اتفاقی میافتد و جیمی فقط میگوید فشارش بده تا بفهمی. با فشار دادن دکمه، لیزرها روشن میشوند.
قاعده این تله این است که اگر مک به لیزر برخورد کند، در با صدای بلند بسته میشود. محدودیت زمانی ندارد؛ محدودیت فقط برخورد با لیزر است و آن هم فقط یک بار. جیمی توضیح میدهد که از فاصله برخورد تا بسته شدن در کمتر از یک ثانیه زمان هست. یکی از حاضران به شوخی میگوید این تله «برای آدمهای قدکوتاه ساخته نشده». جیمی انتظار داشت مک روی زمین سینهخیز برود و به همین دلیل در ادامهی مسیر، لیزرهایی را درست روبهروی همین مسیر گذاشته بودند. مک میگوید واقعاً نمیداند چطور باید از آنها رد شود. در لحظهای جیمی از یکی از همراهان میخواهد یک قدم کنار برود تا سر راه نباشد. در نهایت مک با فاصلهای بسیار کم موفق میشود و جیمی به او میگوید هنوز جشن نگیرد: آیا با ۲۰۰ هزار دلار میرود یا برای ۳۰۰ هزار دلار ریسک میکند؟ مک ادامه میدهد.
تله سوم: سنگ غلتان
جیمی میگوید تلهها بهتدریج سختتر میشوند، «مخصوصاً مورد بعدی». به گفته او تیمش ۶۰ روز گذشته را صرف طراحی صحنه این تله کرده است. در این صحنه ۲۰۰ هزار دلاری که مک تاکنون برده حاضر است و او باید ۱۰۰ هزار دلار بعدی را بردارد و سپس مستقیم از مسیر عبور کند و از در بیرون برود. وقتی مک میپرسد با برداشتن پول چه میشود، به او میگویند پشت سرش را نگاه کند: یک سنگ بزرگ. مک خودش نتیجه میگیرد که به محض برداشتن پول، سنگ مستقیم به سمتش میآید و جیمی هم تأیید میکند که اگر سنگ او را بگیرد، ۳۰۰ هزار دلار را پس میگیرد.
با شمارش سه، دو، یک، مک پول را برمیدارد و میدود. جیمی میگوید مک خیلی سریعتر از آنچه فکر میکرد بود، و به گفته حاضران سنگ درست پشت سر او بود. مک بعد از آن میپرسد اگر سنگ به او میخورد چه میشد، آیا میمرد؟ جیمی با اشاره به نولان، که ظاهراً قبلاً با سنگ برخورد کرده بود، میگوید «درد داره». جیمی به مک میگوید این تصمیم مهمی است و باید واقعاً دربارهاش فکر کند. مک پس از تردید تصمیم میگیرد «یکی دیگر» انجام دهد.
تله چهارم: بازی ویدیویی در اندازه واقعی، درون یک توپ
در تله چهارم مک درون یک توپ قرار میگیرد و اولین واکنشش این است که تازه میفهمد درون توپ چقدر بوی بدی میدهد. جیمی برای این تله یک بازی ویدیویی در اندازه واقعی ساخته است که مک باید مسیر آن را تا انتها طی کند تا ۴۰۰ هزار دلار ببرد. اگر به فوم پایین مسیر بیفتد، میبازد و فقط پنج دقیقه وقت دارد.
مسیر با سکوهای کوچک شروع میشود که به گفته مک چندان عجیب نیستند، اما انجامش درون توپ خیلی سختتر است. جیمی هشدار میدهد که اگر مک با همین بخش مشکل دارد، باید صبر کند تا به «سکوهای متحرک مرگ» برسد. در میانهی کار، یکی از حاضران میخواهد به مک ملحق شود و وقتی از او دلیلش را میپرسند میگوید چون او هم میخواهد در ویدیو باشد؛ جیمی پاسخ میدهد «ویدیوی خودمه». مک توضیح میدهد که حفظ تعادل درون توپ سختتر از آن است که به نظر میرسد، چون هر حرکتی را چند برابر میکند و هر لحظه ممکن است بیفتد.
جیمی پیشبینی کرده بود که موانع پیشین در مقایسه با مرحله نهایی هیچ نیستند، اما بعد اعتراف میکند که «کاملاً اشتباه» میکرده، چون مک آخرین مرحله را در عرض ۱۰ ثانیه تمام کرد. جیمی میگوید این تله روی کاغذ خیلی سختتر به نظر میرسید، هرچند تأکید میکند که تلههای بعدی بسیار سختتر از چیزهایی هستند که تا اینجا دیدهاند. وقتی جیمی میپرسد «چه چیزی بهتر از ۴۰۰ هزار دلار است؟» و مک جواب میدهد «۵۰۰ هزار دلار»، مک میگوید اگر بعدی هم به همین سادگی باشد، ادامه میدهد. جیمی تصریح میکند که نگفته بعدی همینقدر آسان است، اما جواب را «بله» حساب میکند.
تله پنجم: قفلهای زیر آب و پولی که به سمت آتش میرود
برای تله بعدی مک به لباس شنا نیاز دارد. جیمی قاعده را اینطور توضیح میدهد: وقتی بگوید شروع، پول به سمت یک آتش بزرگ کشیده میشود. برای متوقف کردن آن، مک باید اهرمی را بکشد و برای رسیدن به اهرم باید از یک محفظه زیر آب شنا کند و قفل چهار در را که سر راهش هستند باز کند. ابزار باز کردن قفلها یک چوب لباسی است که جیمی در دست دارد.
تایمر شروع میشود و به گفته جیمی پول دقیقاً سه دقیقه بعد در گودال آتش خواهد بود، مگر اینکه مک به موقع اهرم را بچرخاند. نکته دشوار این تله، طبق توضیح جیمی، این است که با باز شدن هر قفل مک به عمق بیشتری میرود و در نتیجه زمان کمتری برای باز کردن قفلهای بعدی دارد، چون باید برای نفس گرفتن به سطح آب برگردد. خود مک هم میگوید دیدن زیر آب بسیار سخت است. مک یکییکی درها را باز میکند، در حالی که پول به آتش نزدیک و نزدیکتر میشود، و سرانجام پس از باز کردن در چهارم اهرم را میکشد و جلوی پول را میگیرد. اولین جملهاش به جیمی این است: «ازت متنفرم». جیمی میگوید ممکن است به خاطر کمبود اکسیژن کمی سرگیجه داشته باشد و مک میگوید به سختی میتوانسته ببیند.
تله ششم: فیستبلز یا هرشیز
جیمی برای ۶۰۰ هزار دلار پیشنهاد میدهد و میگوید تله بعدی احتمالاً آسانترین تله است و به نظرش اگر مک قصد دارد جایی توقف کند، الان وقتش نیست. مک قبول میکند؛ جیمی شوخی میکند که «شاید دروغ گفته باشد» و بلافاصله میگوید در واقع دروغ نمیگفته و هر کسی که «قشر جلوی مغزش توسعهیافته باشد» باید بتواند از این مرحله رد شود.
تله در واقع یک انتخاب است: مک باید بین شکلات فیستبلز و هرشیز یکی را انتخاب کند و دیگری باید به سطل آشغال برود. مک هرشیز را دور میاندازد و میگوید هیچوقت آن را نمیخورد، و جیمی اعلام میکند که او ۱۰۰ هزار دلار دیگر برده است. اکنون مک ۶۰۰ هزار دلار پول نقد دارد و خودش میگوید این معادل «شش تا لامبورگینی» است. جیمی یک شکلات فیستبلز هم در کیف او میگذارد.
برای ۷۰۰ هزار دلار، مک بیشتر تردید میکند و میگوید اگر حالا این پول را از دست بدهد، مادرش خیلی عصبانی میشود. جیمی میگوید «فقط یکی دیگر» و مک قبول میکند، اما از جیمی خواهش میکند بعد از آن دیگر اجازه ندهد بازی کند.
تله هفتم: چوب موازنه در ارتفاع ۶۰ متری
برای رفتن به تله بعدی، چشمهای مک بسته میشود؛ ابتدا با یک چشمبند و وقتی معلوم میشود هنوز میبیند، شاید با دو چشمبند. جیمی در روایتش میگوید امیدوار است مک از ارتفاع نترسد. آنها حدود ۶۰ متر به هوا برده میشوند و به گفته جیمی مک آنجا باید با «بزرگترین ترسش» روبهرو شود. مک وقتی میفهمد کجاست میگوید واقعاً میترسد.
کار او این است که از روی یک چوب موازنه که به تعبیر جیمی «به طرز مسخرهای نازک» است به آن سمت برود. مک از جیمی میپرسد اگر جای او بود این کار را میکرد، و جیمی جواب میدهد اصلاً و هرگز. مک میگوید دیگر نمیتواند به آن فکر کند و راه میافتد و جیمی میگوید او حالا در نقطهای است که بازگشتی ندارد. مک با موفقیت از چوب موازنه عبور میکند. جیمی بعداً میگوید با دیدن چند قدم اول فکر نمیکرد مک موفق شود.
این بار جیمی میگوید، همانطور که مک از او خواسته، سعی نمیکند روی تصمیمش اثر بگذارد: آیا با ۷۰۰ هزار دلار میرود یا برای یک میلیون دلار ادامه میدهد؟ مک میگوید حالا فرصت دارد با یک عالمه پول برود، اما خیلی به هدف نزدیک است و احساس میکند همه بینندگان میخواهند سه چالش بعدی را ببینند. جیمی هم تأیید میکند که خودش دوست دارد. پاسخ نهایی مک ادامه دادن است. جیمی میگوید اگر مک در تله بعدی شکست بخورد حالش افتضاح میشود و اینکه از اینجا به بعد کار سختتر است.
تله هشتم: ترکیب پل شیشهای و آبنبات بازی مرکب
جیمی توضیح میدهد که پربازدیدترین ویدیوی کانالش بازسازی «بازی مرکب» (Squid Game) بوده و به همین دلیل فکر کرده جالب است بازی پل شیشهای را با بازی برش آبنبات در یک تله ترکیب کند. مک باید شکل روی آبنبات را جدا کند و دقیقاً همان شکل را روی اسکنر بگذارد. اگر آبنبات بشکند، در دایره جا نمیشود و پل او را پایین میاندازد و همهچیز از دست میرود. اگر شکل دقیق باشد، در باز میشود و او باید این کار را سه بار دیگر هم انجام دهد.
در ابتدا جیمی میگوید محدودیت زمانی وجود ندارد، اما چون بعضیها این چالش را یک ساعت طول میدهند، ممکن است برایش محدودیت زمانی بگذارد. استراتژی مک این است که آبنبات را لیس بزند تا شکر آب شود و بعد سوزن را از آن عبور دهد؛ جیمی میگوید این همان استراتژی بازی مرکب است. در میان کار، جیمی سربهسر مک میگذارد و مک از او میخواهد دور شود؛ در ادامه حتی کفشهای کراکس جیمی هم کنار گذاشته میشود. مک به جیمی میگوید درک میکند که این پول برای جیمی اساساً بیمعناست، اما برای او زندگیاش را تغییر میدهد، و بنابراین با آرامش وقت میگذارد. جیمی میگوید میتواند آرام کار کند، اما احتمالاً برای شکل بعدی محدودیت زمانی تعیین میکند.
مثلث را، به تعبیر جیمی، خیلی راحت حل میکند. پس از آن ستاره و چتر میآیند که سختترند. جیمی پول را که دور بود نزدیکتر میآورد تا مک یادش نرود برای چه رقابت میکند. مک در این مرحله میگوید از قبول کردن این مرحله پشیمان است و جیمی توصیه میکند اگر برنده شد، بعد از این بازی را ترک کند. مک میگوید بعد از پل هوایی هم همین فکر را کرده بود و جیمی یادآوری میکند که او بعد از هر تله همین را گفته، اما هنوز اینجا هستند. مک ستاره را هم با موفقیت جدا میکند.
چتر: سختترین شکل و پایان ماجرا
آخرین شکل چتر است که جیمی آن را سختترین شکل مینامد. مک میگوید اگر این را ببرد، فکر نمیکند دوباره ریسک کند، و جیمی هم از او میخواهد «برای سلامت روان خودش» چتر را جدا کند و پول را بگیرد و برود. این شکل تایمر ۱۰ دقیقهای دارد و ۸۰۰ هزار دلار در میان است. مک میگوید تا زمانی که مشغول است با جیمی حرف نمیزند. او یک دسته اسکناس میگیرد و از آن مثل چکش استفاده میکند، کاری که به گفته جیمی در بازی مرکب انجام نداده بودند، و بعد از کفش هم بهعنوان چکش کمک میگیرد. مک میگوید هرگز در زندگیاش چنین تنشی احساس نکرده و نمیداند اگر ببازد با خودش چه میکند. با پنج دقیقه باقیمانده جیمی میگوید فکر میکند مک میتواند انجامش دهد، اما مک احساس میکند آبنبات را خواهد شکست و پیشرفتی ندارد. با دو دقیقه و سپس ۶۰ ثانیه باقیمانده، کار ناگهان خراب میشود و مک این مرحله را میبازد.
مک پس از شکست میگوید نمیداند چه بگوید، خودش را احمق میخواند و میگوید همهچیز را داشت، ۷۰۰ هزار دلار، و نمیداند چرا ادامه داد. وقتی جیمی میپرسد اگر در همان چالش اول میباخت درد کمتری میکشید، مک پاسخ میدهد «خیلی کمتر». مک در پیامی به دیگران میگوید اگر در ویدیوی مستر بیست هستید، تا وقتی جلو هستید کنار بکشید.
جیمی در پایان میگوید این نتیجه خیلی غمانگیز بود و به خاطر سختیهایی که مک کشیده تصمیم گرفته ۱۰۰ هزار دلار دیگر به او بدهد. او از بینندگان میپرسد آیا ویدیوهای بیشتری از این نوع میخواهند و ابراز امیدواری میکند که ویدیوهای بعدی پایان خوشتری داشته باشند.
من یه تله مرگ غولپیکر ساختم، که فقط یکی از خیلی تلههاییه که ساختیم. و به ازای هر تله که این شرکتکننده ازش جون سالم به در ببره، ۱۰۰ هزار دلار برنده میشه. اما اگه توی یکی از اونها شکست بخوره، همهچیز رو از دست میده.
اولین تله، سادهست. باید از این قفس آزاد شه و قبل از اینکه دیوارها به هم نزدیک شن، از این سقف بالا بره.
مک، آمادهای؟ آمادهام. مطمئنی؟ میگم انجامش بده! یهکم بیادبانه بود، ولی باشه.
چطور باید از این بیرون بیام؟ مک، یه راهنمایی میخوای؟ چی؟ سقف.
مک، یادت نره که پای ۱۰۰ هزار دلار وسطه. خدای من. خیلی داره به تیغها نزدیک میشه. شکستن صندلی چه کمکی میکنه؟
مک، زود باش دیگه. دارم سعی میکنم، جیمی، خفه شو.
دیوار دیگه داره بهت میرسه. مک، عجله کن. مک، بجنب. عجله کن! بیا، بیا، بیا.
تو همین الان ۱۰۰ هزار دلار برنده شدی! آره! اما... ایول!
اما الان تله دوم رو برات آماده کردم. و اگه روی این ۱۰۰ هزار دلار ریسک کنی، میتونی ۲۰۰ هزار دلار برنده شی. بهش فکر کن. اما اگه موافق نباشی، من هم ویدیویی ندارم. انجامش میدم.
بزن بریم. مک الان شاید با اعتمادبهنفس به نظر برسه، اما ۱۰ تا تله دیگه وجود داره که باید ازشون عبور کنه اگه میخواد با یک میلیون دلار از این چالش بیرون بیاد. اما اول، ببینیم میتونه ۲۰۰ هزار دلار برنده شه یا نه.
به تله شماره دو خوش اومدید. در رو ببندید. خوشحالم که زیرش نبودیم.
۲۰۰ هزار دلار پول نقده.
تنها کاری که باید برای برنده شدن انجام بدی، اینه که اون دکمه قرمز رو فشار بدی و برگردی به این در.
وقتی دکمه رو فشار بدم چه اتفاقی میفته؟ فشارش بده تا بفهمی. میخوای همراهم بیای؟ نه. من اینجا میمونم، اینجا میمونم. همراهم بیا. برو دکمه رو فشار بده.
در صورتی که فراموش کرده باشی، ۲۰۰ هزار دلار وسطه. نمیدونم وقتی دکمه رو فشار بدم چه اتفاقی میفته. فقط دکمه رو فشار بده.
نورهای مهیج. فکر کنم متوجه شدی که تله چیه. اگه به لیزر بخوری، در با صدای بلندی بسته میشه.
محدودیت زمانی داره؟ نه، محدودیت خوردن به لیزر داره، اون هم فقط یه باره.
داداش، تصور کن همین الان به اولین لیزر بخوره. برای افراد قدکوتاه ساخته نشده، رفیق. ای وای.
احساس میکردم که روی زمین سینهخیز بره. به همین دلیله که در ادامه، یه سری لیزرها دقیقاً روبهروشن.
نمیدونم چطور میخوام ازشون عبور کنم. راستش رو میگم. این دیوونگیه. ای وای. انگار دور و برت پر از لیزره. مک، من بودم تکون نمیخوردم.
جیمی، اگه به لیزر بخورم، چقدر وقت دارم تا اون در بسته شه؟ کمتر از یه ثانیه. یه قدم برو دست چپت. یه قدم بردار که از سر راه بری کنار. باشه. ممنون.
سه، دو، یک.
ای وای. اینقدر مونده... من لال شدم. ایول. بریم!
هنوز جشن نگیر. میخوای با ۲۰۰ هزار دلار از اینجا بری یا برای ۳۰۰ هزار دلار ریسک کنی؟ فکر کنم میخوام بعدی رو انجام بدم. بیاید انجامش بدیم.
باعث تأسفه برای مک که عبور از همه این تلهها به تدریج، سختتر و سختتر میشه، مخصوصاً مورد بعدی.
مک، بیا تو. الان توی تله شماره ۳ هستی. داداش، ببین چقدر باحاله. ما به معنای واقعی کلمه ۶۰ روز گذشته رو صرف طراحی این صحنه کردیم.
این ۲۰۰ هزار دلاریه که تا الان برنده شدی. تنها کاری که اینجا باید بکنی اینه که ۱۰۰ هزار دلار بعدی رو بگیری و بعدش تنها کاری که باید بکنی اینه که از این مسیر و مستقیم از این در رد بشی.
وقتی پول رو بردارم چه اتفاقی میفته؟ دور و برت رو نگاه کن. این یکی پشت سرته. باشه. کمکم داره برام مشخص میشه. توضیحت یهکم بیش از حد واضح بود.
من که میگم به محض اینکه پول رو بردارم، اون سنگ گنده مستقیم میاد سمتم. و اگه سنگ زیرت بگیره، ۳۰۰ هزار دلارم رو پس میگیرم. ای بابا.
میرم اینجا تا سنگه لهم نکنه. میخوام برام تا سه بشمارید. سه، دو، یک. برو!
خدای من. برو، برو، برو. باید بری. برو، برو، برو. برو عقب!
راستش رو میگم، خیلی سریعتر از چیزی هستی که فکر میکردم. خدای من. اون سنگ دقیقاً پشت سرش بود.
میخوای بری سراغ تله چهارم؟ نمیدونم، جیم. در واقع داری بهتر میشی. اگه اون بهم میخورد، چه اتفاقی میافتاد؟ میمُردم؟ خب، این اتفاقیه که برای نولان افتاد وقتی بهش خورد.
درد داره. ببخشید، من باید... آره، البته. نه، یه تصمیم مهمیه. باید واقعاً در موردش فکر کنی.
خب، پس چیکار میکنی؟ باشه، یکی دیگه انجام میدم. یکی دیگه؟ آره، یکی دیگه. باشه. بریم ببینیم ۳۰۰ هزار دلار از دست میده یا پول بیشتری درمیاره. اینجوری نگو، جیمی.
مک حالا توی توپه. چه حسی داره؟ دارم متوجه میشم که چقدر توی این توپ، بوی بدی میدم. تصمیم خودت بود. در رو باز کنید.
به تله شماره چهار خوش اومدید. من برای این تله، یه بازی ویدیویی در اندازه واقعی درست کردم که اون باید تمومش کنه. خدای من، رفیق.
تنها کاری که مک برای بردن ۴۰۰ هزار دلار باید انجام بده اینه که این مسیر رو تموم کنه. فقط برای شفافسازی بیشتر، اگه اون پایین توی فوم بیفتی، میبازی. میفهمم. آره. یه چیز دیگه. فقط ۵ دقیقه وقت داری تا مسیر رو تموم کنی. باشه.
اول از همه، این سکوهای کوچک رو داریم. خیلی هم عجیب نیست. این کار توی توپ خیلی سختتره.
وای، اگه واقعاً داره با این قسمت کلنجار میره، صبر کن تا به تموم سکوهای متحرک مرگ برسه. قرار نیست آسون باشه.
خدای من، رفیق. بپر! بپرم؟ مک، مراقب باش. ۴۰۰ هزار دلار وسطه.
بیا، میتونم بهت ملحق شم؟ چرا؟ چرا؟ نمیدونم. چرا؟ متأسفم. چون من هم میخوام توی ویدیو باشم. ویدیوی خودمه.
وحشتناکه. تا اینجا، خیلی آسون بوده. از اینجا کمکم سخت میشه. اینجاست که سخته؟ آسون نبوده. دیوونگیه، رفیق.
برخلاف بقیه چالشها، واقعاً خیلی سریع پیش میره. حفظ تعادل توی این توپ سختتر از چیزیه که به نظر میرسه. تموم حرکاتتون رو چند برابر میکنه، یعنی هر لحظه ممکنه بیفتید.
حفظ تعادل توی این توپ خیلی سخته. داداش، ۴۰۰ هزار دلاره. قرار نیست آسون باشه.
موانع تا اینجای تله در مقایسه با مرحله نهایی، هیچن. اینجاست که واقعاً سخت میشه. ولی کاملاً اشتباه میکردم. مک به معنای واقعی کلمه آخرین مرحله این دور رو در عرض ۱۰ ثانیه تموم کرد.
خدای من! همونی شد که میخواستم! داداش، هر وقت میبره، میترسم دور و برش باشم.
نمیدونم چی بگم. وقتی روی کاغذ طرحش رو میزنم، خیلی سختتر به نظر میرسه. گرچه، تلههایی که بعد از این یکی قرار دارن خیلی سختتر از چیزهاییان که تا الان دیدیم.
جواب معما رو بده. چی بهتر از ۴۰۰ هزار دلاره؟ ۵۰۰ هزار دلار؟ میخوای بیعرضه باشی یا میخوای شانس برنده شدن ۵۰۰ هزار دلار رو داشته باشی؟
اگه قراره بعدی به سادگی این یکی باشه، بریم دوباره انجامش بدیم. نگفتم همینقدر آسونه، اما این رو به عنوان بله در نظر میگیرم.
تله بعدی، که مک براش به لباس شنا نیاز پیدا میکنه، چون... ممکنه شامل شنا کردن هم باشه.
جیمی، این چیه؟ مک، سریع بپر توی این آب. مک، اصلاً میدونی داری چیکار میکنی؟ نه واقعاً.
باشه. این تله سخته، اما سادهست. وقتی بهت بگم شروع، پولت به سمت اون آتش بزرگ کشیده میشه. برای اینکه جلوش رو بگیری باید اون اهرم رو بکشی.
برای اینکه جلوش رو بگیری باید اون اهرم رو بکشی. و برای رسیدن به اونجا، باید از این محفظه زیر آب شنا کنی و رد بشی و قفل هر چهار دری رو که سر راهت هست باز کنی.
گرفتم. احتمالاً از خودت میپرسی، چرا چوبلباسی دستم گرفتم؟ چون اینجوری قفلها رو باز میکنی.
مک، آمادهای؟ آمادهام! سه، دو. صبر کن مک، میشه اون چیز پشت سرت رو درست کنی؟
خیلی خب، تایمر شروع شد.
این پول دقیقاً تا ۳ دقیقه دیگه، قراره توی اون گودال آتش باشه. مگر اینکه مک از اون سر در بیاد و اون اهرم رو بچرخونه.
همین الانش هم درگیر شده.
چطور اینقدر نفسش رو نگه داشته؟
خب، مک قفل اول رو باز کرد.
از پسش برمیای، مک. و در حالی که سر نیم میلیون دلار رقابت میکنه، نیم میلیون دلار همینطوری بیهدف به سمت آتش میره.
هر بار که مک قفل رو باز میکنه، بیشتر در اعماق آب میره، که یعنی وقت کمتر و کمتری برای باز کردن قفلها داره چون مجبوره برای هواگیری به سطح آب برگرده.
دیدن زیر آب خیلی سخته.
داداش، دیوونگیه.
در سوم رو باز کرد.
خیلی خب، مک. یه در دیگه. خداحافظ.
ببین پول چقدر به آتش نزدیکه.
کارش دیگه تمومه، فکر کنم همین الان دروازه چهارم رو باز کرد.
اهرم رو بکش. باید اهرم رو بکشی!
همین الان جلوی پول رو گرفتی!
خدای من. ازت متنفرم.
ممکنه به دلیل کمبود اکسیژن یهکم سرگیجه داشته باشی. به سختی میتونستم ببینم.
میدونم، اون ۵۰۰ هزار دلار رو میبینی که اونجا معلقه؟ میخوای به خاطر ۶۰۰ هزار دلار روش ریسک کنی؟
بذار کاملاً روشن کنم. تله بعدی، احتمالاً آسونترین تله بین همه تلههاست. جدی میگم. اگه قرار باشه دیگه ادامه ندی، فکر نمیکنم الان وقتش باشه که وایسی و ادامه ندی.
خیلی خب، انجامش بدیم. پایهام. خب؟ آره آره، بریم. شاید دروغ گفته باشم. چی؟
راستش رو بخواید، دروغ نمیگفتم. هر کسی که قشر جلوی مغزش توسعهیافته باشه باید بتونه از مرحله بعدی عبور کنه.
به تله بعدی خوش اومدید. از نظر تئوری، باید آسونترین ۱۰۰ هزار دلار زندگیت باشه. باشه، ازت میخوام یا شکلات فیستبلز یا هرشیز رو انتخاب کنی. یکی باید بره توی سطل آشغال.
بفرما! آره! هیچوقت اون رو نمیخورم. چندشآوره! خب معلومه... چون همین الان ۱۰۰ هزار دلار برنده شدی. درسته.
حالا ۶۰۰ هزار دلار پول نقد داری. جیمی، این شش تا لامبورگینیه. به همراه یه شکلات فیستبلز. میاندازمش توی کیفت. ممنون.
میخوای روی این ۶۰۰ هزار دلار، این اقیانوس کوچک از پول ریسک کنی که شانس برنده شدن ۷۰۰ هزار دلار رو داشته باشی؟
تو دیوونهای. میتونم تشخیص بدم که میخواد بگه بله. نمیدونم… رفیق، اگه الان این رو از دست بدم مامانم خیلی عصبانی میشه.
آره یا نه؟ فقط یکی دیگه. خیلی هم زیاد نیست. باشه، انجامش میدیم. بله. باشه. یکی دیگه. ولی واقعاً... لطفاً نذار بعد از اون دیگه بازی کنم. باشه. باشه.
خب، جایی که برای تله بعدی میریم، مک به چشمبند نیاز داره. خیلی خب، میبینی؟ نمیتونم ببینم. دروغ گفت. خیلی خب، شاید در واقع ۲ تا چشمبند نیازه. امیدوارم از ارتفاع نترسه.
و اگه براتون سؤاله که چرا قبلاً گفتم ارتفاع... بفرستیدمون بالا! داریم میریم بالا. نه، نه، نه، نه، نه.
مک شاید بدونه که داریم میریم بالا، اما نمیدونه چقدر بالا میریم. خدای من، رفیق.
ما داریم حدود ۶۰ متر میریم توی هوا، جایی که اون مجبوره با بزرگترین ترسش روبهرو شه اگه میخواد با ۷۰۰ هزار دلار از اینجا بره.
مک... بیا سطل زباله رو برداریم. سرها بالا!
مک... به تله بعدی خوش اومدی. امیدوارم از ارتفاع نترسی. من میترسم، داداش. رفیق، خیلی ترسناک به نظر میاد.
تله بعدی سادهست. تنها کاری که باید انجام بدی اینه که از روی این چوب موازنه که به طرز مسخرهای نازکه، بری اون سمت.
باشه، دیوونگیه. خدای من. فقط نمیدونم چطور میخواد این کار رو انجام بده. الان خیلی ترسیدم. خیلی میترسم. داداش، خیلی ترسناکه.
تو بودی این کار رو میکردی؟ اصلاً نه. هیچوقت این کار رو نمیکردم. پای ۷۰۰ هزار دلار وسطه. بدترین ترسش. ببینیم چی میشه.
باشه. دیگه نمیتونم بهش فکر کنم. همینه که هست.
قطعاً توی نقطهایه که بازگشت نداره. کارل، تکون نخور...
ای وای. خدای من. داره موفق میشه! به هیچ وجه.
آره! آره! آفرین! آره! خدای من! همون شد که گفتم. همون شد که میخواستم، عزیزم. خدای من، رفیق.
بر اساس چند قدم اول، فکر نمیکردم موفق شه.
همونطور که ازم خواستی، سعی نمیکنم روت تأثیر بذارم. میخوای با ۷۰۰ هزار دلارت بری، یا ریسک کنی و به خاطر یک میلیون دلار ادامه بدی؟ تصمیم خودته.
الان این فرصت رو دارم که با یه عالمه پول از اینجا برم. اما... فقط خیلی نزدیکم. احساس میکنم همه توی خونه میخوان ۳ تا چالش بعدی رو ببینن، درسته؟ من که دوست دارم.
پاسخ نهایی. میرم سراغ بعدی. آره!
اگه توی تله بعدی شکست بخوره، حالم افتضاح میشه. فقط ۳ تا تله برای مک باقی مونده که یک میلیون دلار ببره اما از اینجا به بعد کار سختتر میشه.
میخوای روی پول ریسک کنی؟ بیا این کار رو کنیم. من خیلی میترسم. چراغها رو روشن کنید!
تله بعدی ممکنه یهکم آشنا به نظر برسه. پربازدیدترین ویدیوی ما، بازی مرکب هست. پس فکر کردم اگه بازی پل شیشهای رو با بازی برش آبنبات توی یه تله ترکیب کنیم جالب میشه.
دقیقاً مثل بازی مرکب، اینجا هم یه آبنبات داریم. باید شکلی رو که اونجا هست ببُری و دقیقاً همون شکل رو بذاری روی اسکنر. اگه آبنبات رو بشکنی، توی دایره جا نمیشه و پل تو رو میاندازه پایین. و همهچیز رو از دست میدم.
اما اگه دقیقاً همون اندازه باشه، در باز میشه، و باید ۳ بار دیگه این کار رو انجام بدی.
چقدر وقت دارم؟ محدودیت زمانی نداری. خدا رو شکر. نه، اما... خدا رو شکر! بعضی از این چالشها رو یه ساعت طول میده. پس ممکنه یه محدودیت زمانی برات بذارم. نه، نذار. باشه، خب، حداقل میتونی شروع کنی؟
باشه. استراتژی اینه که لیسش میزنم. باعث میشه شکر آب بشه. و در حالت ایدهآل، میتونم این سوزن رو از این آبنبات رد کنم. پس استراتژیت همون استراتژی بازی مرکبه. آره، میشه اینجوری گفت.
مک. ازم دور شو. من بهت دست نزدم. همونجا بمون. کراکسم چطور؟ نه. خب، حالا من دیگه کفش ندارم. تنها راه یاد دادن بهت همینه، رفیق. خیلی خب، شروع میکنیم.
داره تا ابد طول میکشه. درک میکنم که این پول اساساً برات بیمعنیه. ولی برای من؟ زندگیم رو تغییر میده. پس من وقت عزیزم رو با آرامش صرف درآوردن دایره میکنم.
میتونی آروم انجامش بدی، عجله نکنی. فقط برای بعدی، احتمالاً یه محدودیت زمانی تعیین میکنم. نه!
نصف راه رو رفتم. همینه، درسته؟ باشه، بذارش اونجا.
مشکلی نیست. چراغ رو روشن کنید.
مثلث رو خیلی راحت حل میکنه. اما بعد از مثلث، یه ستاره و یه چتر هست که خیلی سختترن.
باشه. آبنبات. همچنین، صبر کن، صبر کن. قبل از اینکه بازش کنی. یه ثانیه.
نه، جایگزینش میکنم. چون پول خیلی دور بود، آوردمش اینجا، که یه وقت یادت نره برای چی رقابت میکنی. یه قسمتی از پول الان خیلی دوره. جایگزینش میکنم. باشه. میتونی ادامه بدی.
محض اطلاع، از اینکه این مرحله رو قبول کردم، پشیمونم.
محض اطلاع، از اینکه این مرحله رو قبول کردم، پشیمونم. واقعاً؟ آره.
توی این نقطه میبینم که چقدر از فکر باخت ناراحتی. من واقعاً اکیداً توصیه میکنم اگه برنده شدی بعد از این بازی رو ترک کنی.
بعد از تموم کردن پل طنابی هوایی هم به همین فکر کردم. بعد از هر تله به همین فکر کردی، اما با این حال، هنوز اینجاییم.
وای، داره سُر میخوره درمیاد. آخرین قطعه. وای. فکر کنم موفق شد.
باشه. بیا اینجا. آبنبات بدید.
حالا چالش اصلی از راه میرسه. چتر. سختترین شکل.
اگه این رو ببَرم، فکر نمیکنم دوباره باید ریسک کنم، رفیق.
خیلی خب، این چطوره؟ این چتر مسخره رو دربیار و بعدش پول رو به خاطر سلامت روان خودم بگیر و ببر. برای سلامت روان خودم، رفیق. باشه.
و ضمناً، این یکی تایمر ۱۰ دقیقهای داره. باشه، الان داره میگذره؟ آره. ۹ دقیقه و ۵۰ ثانیه باقی مونده.
دوستت دارم. تا وقتی که این کار رو انجام میدم باهات حرف نمیزنم. کاملاً درک میکنم. پای ۸۰۰ هزار دلار وسطه.
یه اسکناس بهم بده، مثلاً یه دسته پول. یه دسته، باشه.
داره از پول به عنوان چکش استفاده میکنه. این کار رو توی بازی مرکب نکردن.
هیچوقت توی زندگیم تنشی بیشتر از این احساس نکردم. خیلی خیلی سخته. نمیدونم اگه ببازمش، با خودم چیکار میکنم.
۵ دقیقه باقی مونده. راستش رو بخوای، فکر میکنم میتونی انجامش بدی. احساس میکنم میشکنمش، رفیق.
چکش کفشی. رفیق، اصلاً پیش نمیرم.
۲ دقیقه. کمکم داره میشکندش. کمکم داره تکهها رو جدا میکنه. فقط جهت اطلاعت، مک، ۶۰ ثانیه دیگه مونده.
صبر کن، الان چی شد؟ نه.
واقعاً نمیدونم چی بگم.
چه احمقیام، رفیق. من همه چی داشتم. ۷۰۰ هزار دلار. نمیدونم چرا این کار رو کردم.
اگه چالش اول رو میباختی، درد کمتری میکشیدی؟ خیلی کمتر.
خب، بیا اینجا رفیق. یالا. بلند شیم.
میخوام به همه بگم. اگه توی ویدیوی مستر بیست هستید... تا وقتی که جلو هستید، بکشید کنار.
بچهها، رک و راست میگم. خیلی غمانگیز بود. پس تصمیم گرفتم به خاطر دردسرهایی که مک کشیده، ۱۰۰ هزار دلار دیگه بهش بدم.
اگه مایل به دیدن ویدیوهای بیشتر از این نوع هستید، بهم بگید. امیدوارم بعدیها پایان خوشتری داشته باشن. بعداً میبینمتون.
تاریخ انتشار مقاله
