۱۰۰ کودک در برابر ۱۰۰ والد: صد ساعت ماندن در مکعب برای جایزه‌ی ۵۰۰ هزار دلاری

باز کردن در YouTube ↗
مرور کلی

در این ویدیو، مستر بیست دو مکعب غول‌پیکر ساخته است. در یکی ۱۰۰ کودک و در دیگری ۱۰۰ بزرگسال قرار دارند و این بزرگسالان پدر و مادرهای همان بچه‌ها هستند. قاعده ساده است: پس از ۱۰۰ ساعت، مکعبی که آدم بیشتری در آن مانده باشد برنده است. جایزه‌ی ۵۰۰ هزار دلاری فقط میان کسانی تقسیم می‌شود که تا پایان در تیم برنده باقی بمانند. پرسش اصلی ویدیو این است که کدام گروه در برابر خستگی، گرسنگی و وسوسه‌هایی که برگزارکنندگان در طول چالش پیش می‌کشند بیشتر دوام می‌آورد.

9 دقیقه مطالعه

شروع رقابت و قرار میان والدین و فرزندان

پیش از شروع، مستر بیست دو طرف را به هم تحریک می‌کند. از بچه‌ها می‌پرسد آیا واقعاً حاضرند به «یک مشت بزرگسال» ببازند، و از بزرگسالان می‌پرسد آیا اجازه می‌دهند چند بچه شکستشان بدهند. هر دو گروه جواب منفی می‌دهند. وقتی به یکی از بزرگسالان یادآوری می‌شود که باید جایزه را تقسیم کند، او به شوخی می‌گوید آدم بخشنده‌ای است و «یه کمش رو» می‌دهد. سپس درها بسته می‌شوند.

پیشنهاد هزار دلاری در ساعت اول

یک ساعت پس از شروع، مستر بیست اولین پیشنهاد را مطرح می‌کند. هر کس همان لحظه خارج شود هزار دلار می‌گیرد. او تأکید می‌کند که این تنها باری است که کسی جز برنده پول می‌گیرد و بعد از آن اگر کسی ببازد چیزی نصیبش نمی‌شود. شرکت‌کنندگان ۶۰ ثانیه برای تصمیم‌گیری فرصت دارند. واکنش‌ها متفاوت است. یکی می‌گوید هزار دلار کم است و نمی‌ارزد، و دیگری می‌گوید برای همین مقدار بیرون می‌رود. در میان کسانی که خارج شدند یک پدر و پسر هم بودند که به گفته‌ی حاضران شبیه هم بودند.

نتیجه‌ی همین یک ساعت این بود که ۱۲ بزرگسال و ۱۰ کودک حذف شدند. یکی از بچه‌ها از رفتن هم‌تیمی‌هایش گلایه کرد و گفت آن‌ها بقیه را با ۸۸ بزرگسال تنها گذاشته‌اند.

پس از این مرحله، برگزارکنندگان از والدین خواستند برگه‌ای را امضا کنند. طبق این برگه، بچه‌هایشان بلدند مسئولانه با پول رفتار کنند و والدین نباید پول آن‌ها را خرج خودشان کنند. البته این تعهد فقط در صورتی معنا داشت که بچه‌ها برنده شوند. یکی از حاضران ناباورانه گفت باورش نمی‌شود واقعاً دارند امضا می‌کنند.

توالت سیار، کاشی‌های کنده‌شده و شب اول

کریس، یکی از اعضای گروه، برای شرکت‌کنندگان توالت سیار آورد. بعدها سوراخی در مکعب درست شد چون به گفته‌ی حاضران بوی بدی در فضا پیچیده بود. پنج ساعت پس از شروع، مستر بیست همه را تا صبح به حال خود گذاشت تا ببیند چه می‌کنند.

بچه‌ها که حوصله‌شان سر رفته بود متوجه شدند کاشی‌های مکعب کنده می‌شوند و شروع کردند به کندن همه‌ی آن‌ها. صبح روز بعد یکی از بچه‌ها خواست ببیند چند بزرگسال هنوز مانده‌اند. این کار تقلب تلقی شد و مستر بیست به او گفت باید با اسکورت از رقابت ۵۰۰ هزار دلاری کنارش بگذارد. طبق روایت ویدیو، پس از این ماجرا هر دو تیم ۷۸ نفر داشتند.

اوتمیل بی‌مزه و معامله‌ی غذا

غذای اصلی شرکت‌کنندگان اوتمیل بود. هیچ‌کس آن را دوست نداشت و یکی گفت اصلاً شکر ندارد. همین اوتمیل باعث شد عده‌ای بیرون بروند، و مستر بیست به طعنه گفت «همیشه اوتمیل جواب میده».

در ادامه، نولان به بچه‌ها پیشنهاد داد اگر دو نفرشان بیرون بروند برای همه تاکوبل بگیرد. بچه‌ها رد کردند. همین پیشنهاد به شکل دیگری به بزرگسالان داده شد، چون به گفته‌ی مستر بیست آن‌ها احتمالاً چیز دیگری می‌خواستند. یکی از بزرگسالان گفت دلش یک فنجان قهوه می‌خواهد. شرط این بود که اگر دو نفر خارج شوند، نولان ۷۵ فنجان قهوه بیاورد. قهوه‌ها از استارباکس خریده شد و کارمند آنجا با تعجب پرسید «۷۵ تا چی؟». بزرگسالان از قهوه تشکر کردند و گفتند همه خوشحال‌اند.

جالب اینکه با وجود رد پیشنهاد تاکوبل، چند کودک باز هم تصمیم گرفتند بیرون بروند. در طرف مقابل، یکی از بزرگسالان گفت با رفتن آن‌ها پول بیشتری برای باقی‌ماندگان می‌ماند.

دکمه‌ی سبز و رقابت در سرعت

برای سخت‌تر کردن چالش، کارل و نولان درها را باز کردند. جلوی هر مکعب یک دکمه‌ی غول‌پیکر قرار داشت. قرار بود در ۲۴ ساعت آینده، زمانی که کارل تعیین می‌کند، دکمه سبز شود. هر تیم که زودتر آن را بزند، منطقه‌ی تیم مقابل را کوچک می‌کند.

بزرگسالان گفتند سه نفر آماده دارند که بدوند و همه قهوه خورده‌اند و پرانرژی‌اند. کارل برای غافلگیری ابتدا رنگ را آبی کرد و همین باعث شد کسی اشتباه کند و حذف شود. سپس چند بار دیگر رنگ عوض شد تا بالاخره سبز شد. یکی از بزرگسالان اصرار داشت زودتر رسیده، اما داوری این بود که طرف مقابل کمی زودتر رسیده است. او از تیمش عذرخواهی کرد. در این مقطع فقط ۵۰ کودک مانده بودند و یکی از بچه‌ها حدس زد حدود ۶۰ بزرگسال باقی‌اند. طبق گفته‌ی ویدیو، در پایان روز دوم بچه‌ها ۱۸ نفر عقب بودند.

پیتزا در ازای فضای کوچک‌تر

مستر بیست پیشنهاد تازه‌ای داد. اگر گروه بپذیرد که مربعش کوچک‌تر شود، برای شام به هر نفر یک پیتزا می‌دهد. در داخل مکعب دو دسته شکل گرفت. عده‌ای «پیتزا، پیتزا» شعار می‌دادند و عده‌ای دیگر «اوتمیل، اوتمیل». یکی گفت اگر حذف شود تقصیر همین تصمیم است. در نهایت پیتزا آمد و هر نفر یک پیتزای کامل گرفت. یکی از شرکت‌کنندگان گفت دارد گریه‌اش می‌گیرد.

وقتی پرسیده شد آیا ارزشش را داشت، پاسخ این بود که در طول روز اتفاق خاصی نیفتاد، اما شب بسیار سخت‌تر از انتظار بود و فضا مدام کوچک‌تر می‌شد تا جایی که دیگر جایی نمانده بود. در همین زمان گفته شد هنوز ۶۰ بزرگسال مانده‌اند. یکی حدس زد اگر بچه‌ها هم همان اوتمیل بی‌مزه را می‌خورند، شاید ۱۵ نفرشان مانده باشد. بچه‌ها هم خودشان فکر می‌کردند خیلی عقب‌اند.

روز چهارم: لوله‌ای برای حرف زدن با والدین

روز چهارم همه به‌شدت کسل شده بودند. گروه برگزارکننده برای غافلگیری آن‌ها سوراخی در دیوار ایجاد کرد و لوله‌ای گذاشت تا بچه‌ها بتوانند با پدر و مادرشان حرف بزنند. بچه‌ها با هیجان پذیرفتند. یکی خوشحال بود که مادرش هنوز در مسابقه است، و یکی دیگر فهمید مادرش، جسیکا، دیگر آنجا نیست. یکی از والدین به فرزندش گفت قوی بماند و به خط قرمز نزدیک نشود.

کیف سامسونت خالی و وسوسه‌ی پول

در بخش بعد، «پسرها» تصمیم گرفتند با یک شوخی ببینند چند نفر را می‌توانند بیرون بکشند. آن‌ها کیف سامسونت خالی‌ای را به داخل بردند تا ببینند مردم وسوسه می‌شوند یا نه. کسی که بیرون آمد، طبق گفته‌ی خودش در هر صورت قصد رفتن داشت. به او گفته شد می‌توانستند ۱۰ هزار دلار داشته باشند، اما در همه‌ی ویدیوهای قبلی کیف خالی بوده است. یکی از بچه‌ها گفت هیچ‌وقت به کارهای آن‌ها اعتماد ندارد. بچه‌ها مطمئن بودند بزرگترها باهوش‌تر از آن‌اند که فریب بخورند، اما در طرف بزرگسالان هم کسی به خاطر همان کیف بیرون آمد. به بزرگسالان یادآوری شد که جیمی گفته بود فقط یک بار هزار دلار پرداخت می‌شود و پس از آن چیزی در کار نیست.

بار دوم، برای جذاب‌تر کردن کار، یک اسکناس یک‌دلاری از کیف بیرون زده بود. کسی باز هم خارج شد و در پاسخ به اینکه آیا به خاطر یک دلار آمده، گفت اصلاً آن را ندیده است. کودک دیگری هم به همین دلیل بیرون آمد. یکی از حاضران به گرداننده‌ی شوخی گفت «تو واقعاً عوضی هستی». او پاسخ داد فقط یک کیف خالی نشان می‌دهد و اگر کسی بیرون برود، انتخاب خودش است. در بار بعد، طبق گفته‌ی ویدیو، بچه‌ها فریب نخوردند.

آزمون بادکنک

بعد، گروه از روی سقف مکعب‌ها بادکنک‌هایی پایین انداخت. به شرکت‌کنندگان گفته شده بود بادکنک‌ها را نترکانند و اگر اطاعت کنند مجازاتی در کار نیست. بچه‌ها بادکنک را ترکاندند و در نتیجه فضای مربعشان کوچک‌تر شد. در بحث درباره‌ی مقصر، گفته شد نولان خودش بادکنک را به دیوار انداخته است و بچه‌ها با فریاد تقصیر را به گردن او انداختند.

به بزرگسالان گفته شد در این آزمون موفق بوده‌اند. اما در همین حین پای یکی از آن‌ها روی خط رفته بود. کارل فیلم را نشان داد و آن فرد حذف شد. خود او به شوخی گفت باعث شده پول بیشتری به بقیه برسد.

خطوطی که مکعب‌ها را تقسیم کرد

در مرحله‌ی دیگری، از هر تیم یک رهبر انتخاب شد تا عددی بین یک تا پنج بگوید. این عدد تعیین می‌کرد چند خط، مکعب تیم مقابل را تقسیم کند. رهبر بزرگسالان عدد دو را انتخاب کرد و رهبر بچه‌ها عدد سه را. به گفته‌ی ویدیو، این خط‌ها جای زیادی نمی‌گرفتند، اما رد شدن از رویشان می‌توانست به اشتباهات زیادی منجر شود. شرکت‌کنندگان گفتند فضا استرس‌زا شده و حتی رفتن به دستشویی هم نیاز به احتیاط دارد.

پس از حذف یک نفر دیگر، تعداد بزرگسالان به ۵۰ رسید. یعنی اگر همه‌ی باقی‌ماندگان تا آخر بمانند، هر کدام ۱۰ هزار دلار می‌برد. فردی که حذف شده بود گفت خوشحال است که باعث این اتفاق شده.

هدیه‌ای برای معلم

از آنجا که بچه‌ها پنج روز به مدرسه نرفته بودند، مستر بیست به سراغ معلمی رفت که بچه‌ها او را معلم محبوبشان معرفی کرده بودند. او بابت «قرض گرفتن» دانش‌آموزان عذرخواهی کرد و انبوهی پول جلوی معلم خالی کرد تا به قول خودش آن را بشمارد. معلم ناباورانه پرسید شوخی است یا جدی. در مقابل، او به بچه‌ها قول داد اگر برنده شوند، دانش‌آموزان ریاضی تا آخر سال تکلیف نخواهند داشت. خبر به بچه‌ها رسید و آن‌ها با هیجان گفتند برنده خواهند شد.

ساعت‌های پایانی

دو ساعت مانده به پایان، مستر بیست به جای اوتمیل شکلات‌های Feastables آورد. شرط این بود که هر کس بگوید «هرشی افتضاحه» یکی بگیرد. بسیاری از بچه‌ها این جمله را گفتند، و در میان بزرگسالان یک نفر گفت هرشی را دوست دارد.

در ساعت ۹۹، کسی کمی پیش‌تر از دایره بیرون رفته بود. یکی از اعضای گروه تصمیم گرفت ۵ هزار دلار به او بدهد. او گفت جیمی چنین اجازه‌ای نداده، اما از او می‌خواهد ببخشدش.

در ۳۰ دقیقه‌ی آخر، هر دو طرف درباره‌ی نتیجه حدس می‌زدند. بچه‌ها امیدوار بودند تعدادشان بیشتر باشد. یکی از آن‌ها حدس زد ۷۳ بزرگسال مانده‌اند و دیگری گفت مطمئن است بزرگترها برنده می‌شوند. در مکعب بزرگسالان، یکی با عذرخواهی از پسرش گفت بزرگترها برنده‌اند. یکی دیگر گفت نخستین کارش پس از خروج احتمالاً دوش گرفتن است.

اعلام نتیجه

با شمارش معکوس، چالش رسماً تمام شد و همه از مربع‌ها بیرون آمدند. مستر بیست اعلام کرد برنده‌ی این چالش، «با اختلاف خیلی زیاد»، بزرگترها بوده‌اند. او به کسانی که تا آخر مانده بودند گفت به عنوان تشکر به هر کدام هزار دلار هدیه می‌دهند. ویدیو با دیدار دوباره‌ی بچه‌ها و والدینشان پایان می‌یابد. یکی از بچه‌ها پرسید حالا می‌تواند پدرش را پیدا کند، یکی گفت نمی‌داند چه حسی دارد، و والدین فرزندانشان را در آغوش گرفتند. در همان حال، بزرگسالان پیروزی خود را با شعار «بزرگترا، بزرگترا» جشن گرفتند.